هوش موسیقایی

هاوارد گاردنر در تئوری هوشهای چندگانه خود، به هوش موسیقایی پرداخته است به نظر او هوش موسیقایی، توانایی ذاتی برخی از انسان ها در درک الگوهای شنیداری، آهنگ ها و صداها است. به نظر گاردنر افرادی که دارای هوش موسیقایی بالا هستند، بیشتر از سایرین، توانایی تشخیص صداها و اوزان آهنگین را دارند. شخصیت های برجسته ای چون بتهوون، موتسارت، روح الله خالقی و دیگر چهره های بارز موسیقی جهان، از جمله افرادی هستند که از هوش موسیقایی بسیار بالایی برخوردار بوده اند. این افراد نه تنها قادر به درک و تشخیص آهنگ ها و صداها بوده اند بلکه قابلیت بالایی هم در تولید موسیقی و آهنگسازی داشته اند. ذهن این افراد بیش از هر چیز با موسیقی هماهنگ شده است. البته برای انکه هوش موسیقایی داشته باشید نیازی نیست که حتما یک آهنگ ساز، خواننده یا نوازنده مطرحی باشید، بلکه حتی انسان های عادی که شاید هرگز کاری با موسیقی نداشته باشند، نیز ممکن است دارای هوش موسیقایی بالایی باشند. این افراد کسانی هستند که قدرت شنوایی بالایی دارند، مطالب را به صورت آهنگین در ذهن خود می سپارند و برای به یادآوری به لحن و وزن آهنگین کلمات یا خاطرات به طور ناخودآگاه در ذهن خود رجوع می کنند.

هوش موسیقایی و سبک یادگیری

افرادی که هوش موسیقایی بالایی دارند، از این توانایی خود در یادگیری استفاده می کنند. این افراد به صداها، لحن و آهنگ کلام توجه می کنند. کلمات را با آهنگ بیان شدن شان به خاطر می سپارند، به الگوهای تکرار شونده دقت می کنند و به سرعت این الگوها را کشف و ضبط می کنند. تفکر در افراد دارای هوش موسیقایی، نیز آهنگین و مبتنی بر الگوها و به اصطلاح اهالی موسیقی بر پایه “میزان” ها است.

خصوصیات افراد دارای هوش موسیقایی

– به دنبال کشف الگوها در محیط اطراف خود هستند.

– جذب صداها و آهنگ ها می شوند.

– به سادگی کلمات،  تلفظ و لهجه زبان های خارجی را به خاطر می سپارند.

– از رقص و آواز لذت می برند.

– برای یادگرفتن مطالب را به الگوهای آهنگین تبدیل می کنند.

– ریتم و ضرباهنگ را به خوبی تشخیص می دهند.

– به سادگی می توانند نواختن سازهای موسیقی را بیاموزند.

– به موسیقی بسیار علاقمندند.

– به سادگی می توانند آهنگ ها و ترانه ها را به خاطر سپارند.

– توانایی زیادی در درک و تشخیص ساختار موسیقی، نت ها، آهنگ و ضرباهنگ (ریتم) دارند.

– به سادگی می توانند صداهای مختلف را در بین انبوه صداها تشخیص دهند( صدای یک ساز خاص را در اجرای یک سمفونی به سادگی تمیز می دهند).

راهکارهای آموزشی برای پروش هوش موسیقایی

یک آموزش موفق، آموزشی است که سبک های مختلف یادگیری را پبذیرد و آنها را تقویت نماید به این وسیله آموزگار میتواند مطمئن شود مطلب درسی که قصد آموزشش را دارد، توسط همه دانش آموزان با سبک های یادگیری مختلف، درک و فراگرفته می شود. برای تقویت هوش موسیقایی در کلاس درس می توان از این راهکارها استفاده کرد:

– از آهنگ و موسیقی در پس زمینه تدریس خود استفاده کنید.

– از دانش آموزان بخواهید برای بیان مطالب درسی از موسیقی و آواز استفاده کنند.

– یک جُنگ یا فستیوال هنری در کلاس یا مدرسه برگزار کنید و دانش آموزان را برای نواختن و استفاده از موسیقی تشویق کنید.

– برای مطالبی که نیازمند به خاطر سپردن هستند، از لحن آهنگین استفاده کنید.

– اجازه بدهید دانش آموزان برای به خاطر سپردن، مطالب درسی را زمزمه کنند (نخواهید که کلاس همیشه ساکت باشد)

– درس را روخوانی کنید بلند خوانی از متن کتاب به دانش آموزان کمک می کند از راه شنیدن بیاموزند.

 

 

تاثیر موسیقی بر روان انسان

تحقيقات نشان داده که موسيقي هاي آرام (مانند موسيقي کلاسيک با تمپوي پايين ) ، آرام بخش هستند ، احساسي که از ۳۰ دقيقه گوش دادن به چنين موسيقي بوجود مي آيد معادل آرامشي است که از خوردن يک قرص واليوم حاصل مي شد . از آنجا که در اين نوع موسيقي ، شعري وجود ندارد ، ملودي ، تن ، آهنگ و ريتم است که تاثير گذار است و هر دو نيمکره مغز را درگير جريان خود مي کند .
بر طبق تحقيقات مشابه ، موسيقي ممکن است تاثير منفي نيز داشته باشد بر حسب اينکه موسيقي را خوب يا بد گوش بدهيم ، مي تواند تاثير مثبت و يا مانند زهر در بدن عمل کند . مطالعاتي که در زمينه تاثير موسيقي بر رشد گياهان انجام شده ، نشان داده که براي مثال ، موسيقي راک ، رشد گياه را متوقف مي کند و بر عکس ، موسيقي کلاسيک ، باعث تسريع رشد گياه مي شود . به عنوان مثال در کشور هلند براي پرورش گل در زمان هاي خاصي از شب براي افزايش رشد گياهانشان از موسيقي آرام استفاده مي کنند .
حواس وسيله ارتباط آدمي با عالم خارج است . اصوات موسيقي از طريق گوش به مغز مي رسد و حواس و عواطف را تحريک مي کند و با ايجاد انرژي موجب انگيزه و فعاليت مي شوند . نغمه هاي موسيقي بر حسب ترکيب فواصل و ريتم داراي ارتعاشات خاصي هستند که با تحريکات ارتعاشات سلول هاي عصبي ، احساس و انگيزه اي را تقويت و يا منتقل مي سازد .
ريتم و ملودي دو رکن اساسي موسيقي مي باشند .
ريتم در موسيقي به صورت ضرب آهنگ هاي منظمي احساس مي شود .
با موسيقي مي توان ريتم هاي متنوعي را بوجود آورد و انرژي هاي مختلفي را در شنونده تحريک کرد .
کار اصلي ريتم ، تحريک و تهيج احساسات است که انرژي رواني را توليد مي کند و انرژي اين تحريک با کمک ملودي به جريان مي افتد .
ملودي در ايجاد نوع احساس و ريتم در شدت و سرعت و يا سستي و رخوت آن نقش موثري دارد . ريتم ملودي از هم جدا نيستند . ريتم ضربان قلب و نظم هر آهنگ و ملودي محتوا و خود آهنگ است که از ترکيب اصوات بوجود مي آيد .

 

 

طبقه بندي تم هاي موسيقي : 
 

۱ ـ تم هاي شيدايي :
واژه شيدا در روانشناسي معرف سرخوشي و شور و نشاط بيش از حد است . سر خوشي ، هيجان بخشي احساس مدهوشي از خصوصيات تم ها شيدايي است. جنبه مدهوشي و جذبه آن آرام بخش افراد بي قرار و شيداست . از تم هاي شيدايي مي توان براي تحريک خلق هاي خموده استفاده کرد .
۲ ـ تم هاي حزين :
لحن تم هاي حزين غم انگيز است و شکوه و شکايت دارد و در شنونده احساس ناکامي را تداعي مي کند . اين تم ها بر انتقال دهنده هاي عصبي افراد مستعد تاثير مي کند و باعث کاهش ترشح واسطه هاي شيميايي در مغز شده که در نتيجه انباشته شدن اين عناصر حياتي ، حزن و اندوه احساس مي گردد.
۳ ـ تم هاي هيجاني :
هيجان ، واکنش انفعالي ، شديد و فوري است که غالبا با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنشهاي فيزيولوژيک توام است و ميل به جنبش و حرکت را به وجود مي آورد . از تم هاي هيجاني مي توان با ايجاد انرژي رواني ، رغبت و انگيزه در کاهش حالات افسردگي و غمگيني بهره جست .
۴ ـ تم هاي شاد و فرحبخش :
تم هايي هستند که شادماني و نشاط را توام با آرامش و متانت منتقل مي سازند . اين تم ها باعث انبساط خاطر و سرزندگي مي شوند . تم هاي فرحبخش احساس سرزندگي و شادماني را براي کار و فعاليت افزايش مي دهند . براي تقويت روحيه افراد يک اجتماع و سرزندگي و نشاط آنها مخصوصا کودکان و نوجوانان تم هاي شاد و فرحبخش بسيار مفيد و سازنده هستند .

۵ ـ تم هاي آرامبخش :
تم هاي مطبوعي هستند که نه تحريک کننده ، نه غم انگيز ، نه هيجاني و نه وجد آورند . متن ملايم و يکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل مي کند . تم هاي آرامبخش به خاطر ريتم ملايم در فواصل وسيع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملايمت و آرامش مي شود .

 

تاريخچه پيدايش موسيقي درماني 
 

تاريخچه استفاده از موسيقي به عنوان روشي براي درمان به زمان ارسطو و افلاطون باز مي گردد. از آن زمان به بعد رگه هايي از استفاده از اصوات و آهنگها براي درمان بيماريهاي مختلف بکار رفته است . اما در قرن بيستم فکر رسمي استفاده از موسيقي براي درمان مصدومين جنگ جهاني اول آغاز شد و هر چند استفاده از اين روش درماني با مشکلاتي همراه بود که با قدم هايي که برداشته شد ، بتدريج اين شاخه درماني تکامل يافت و انجمن هاي متعددي تشکيل گرديد . به طوري که در سال ۱۹۴۴ اولين برنامه آموزش موسيقي درماني در جهان در دانشگاه ميشيگان آغاز شد .

 

روشهاي موسيقي درماني 
 

در موسيقي درماني دو روش اساسي وجود دارد : روش فعال و روش غير فعال ، روش غيرفعال شامل شنيدن موسيقي است که بيمار با گوش دادن و شنيدن موسيقي که در حال نواخته شدن است ، مورد درمان قرار مي گيرد . در اين روش بيشترين تاثير عملکرد در جهت برانگيختن و تاثير واکنشهاي عاطفي و ذهني است . در حالي که در روش موسيقي درماني فعال که نواختن ، خواندن و حرکات موزون اساس کار است . واکنشهاي مختلف عاطفي ، ذهني ، جسمي و حرکتي تحريک و برانگيخته مي شوند .
برنامه ها و روشهاي موسيقي درماني متنوع و متناسب با نياز افراد تنظيم و تدارک ديده مي شود . محورهاي اصلي برنامه هاي موسيقي درماني شامل شنيدن موسيقي متناسب و آرام بخش و نواختن موسيقي در گروه هاي منظم و يا انفرادي خواندن آوازها ، ترانه هاي فردي و يا گروهي مي باشد .

موسيقي درمانگر ، کيست ؟
 

انجام و ارائه روش درماني توسط هر فردي جايز نيست موسيقي درمانگرها افرادي متخصص هستند که در زمينه هاي مختلف موسيقي و شاخه هاي درماني ، آموزش ديده اند . بلکه آنهايي صلاحيت دارند که با اساس بيماري ها ، درمان هاي مختلف آنها ، روانشناسي موسيقي ، … آشنا هستند و شايستگي فردي و تخصصي لازم را در اين زمينه دارا هستند .

 

چه نوع بيماري هايي با موسيقي درماني درمان مي شوند ؟
 

بطور کلي عمدتاً بيماري هايي که به نحوي با مسائل رواني فرد در ارتباط هستند يا حالات رواني مي تواند نقش موثري در بهبود آنها داشته باشند ، در پاسخ مثبت به موسيقي درماني شناخته شده هستند . همچنين بيماري هاي جسمي که منشأ رواني دارند با اين روش بهبود پيدا مي کنند امروزه در خيلي از امکانات روان درماني موسيقي درماني به عنوان بخشي از آنها مورد استفاده قرار مي گيرد .
در بيماري هاي زير موسيقي درماني مي تواند به خوبي مکمل يا حتي جايگزين درمان سنتي باشد : جنون جواني (اسکيزوفرني) ـ اختلالات خلقي (مثل افسردگي و شيدايي) ـ اختلالات شخصيت ـ اختلالات اضطرابي ـ اختلالات جسمي ـ مغز ـ سوء استفاده از مواد (اعتياد) اختلالات خوردن و اختلالات روحي دوران کودکي .

 

از ما حمایت کنید

نویسنده مطلب: deconik

گروه بازرگانی دکونیک با 29 سال سابقه ، همکاری با برند های موفق ایران در حال حاضر طی فعالیت های جدید و کسب آگهی لازم در زمینه آکوستیک،عایق های صوتی، پشم سنگ و... قدم برداشته تا در کنار شما دوستان خدمتی دیگر را برای شما به ارمغان بیاورد. نام تجاری دکونیک در سال 1392 ثبت گردید و با این برندسازی بستری مطمئن و محصولاتی با کیفیت و انحصاری را برای شما همراهان عزیز فراهم کرده ایم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *